تبلیغات
در سایه سار عشق - روز قسمت

در سایه سار عشق

با ولایت زنده ایم

سه شنبه 6 بهمن 1388

روز قسمت

نویسنده: فرزند ایران   



روز قسمت بود.خدا هستی را قسمت میکرد.
 
خدا گفت: چیزی از من بخواهید هر چه باشد.
 
شما را خواهم داد .سهمتان را از هستی طلب کنید
 
 زیرا خدا بخشنده است. و هر که آمد چیزی خواست.
 
یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن.
 
یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز.
 
یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.
 
 در این میان کرمی کوچک جلو آمد
 
 وبه خدا گفت:خدایا من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم.
 
نه چشمانی تیز ونه جثه ای بزرگ نه بال و نه پایی
 
ونه آسمان ونه دریا .....تنها کمی از خودت.
 
تنها کمی از خودت به من بده و خدا کمی نور به او داد.
 
 نام او کرم شب تاب شد.خدا گفت: آن که نوری با خود دارد بزرگ است.
 
حتی اگر به قدر ذره ای باشد.
 
تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگ کوچکی پنهان می شوی
 
 و رو به دیگران گفت: کاش می دانستید
 
 که این کرم کوچک بهترین را خواست.
 
زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.

نویسندگان

لینکستان

نظرسنجی

    نظرتان در مورد وبلاگ چیست؟




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :