تبلیغات
در سایه سار عشق - كوچه های دلتنگی

در سایه سار عشق

با ولایت زنده ایم

ناتمام من
آه هستی جز تمنای تو نیست
                                          آه لذت جز تماشای تو نیست
یک نفس دور از تو باشم مرده ام
                                           زندگی جز مرگ در پای تو نیست ...

می بینی چگونه واژه واژه از زبان بی زبان من میگوید بالامیروم و پایین زیر و رو می شوم که همه احساسم را گلوله کنم و آویزان واژه ها ، اما نمی شود چگونه تاب بی آورم در این همه لبریزی ...
من این دور نشسته ام با دستهای باز و نظاره گرم نگاه مهربان تو را ، را ه که
می روم هستی پا به پای من ، نفس که می کشم می آیی تند و بی صدا ، خوشبختی را انگار همه گم کرده اند و من یکجا پیدا
می خواهی دست بکشم روی چشمهایت و بگیرم ذکر و بخواهم برای تو همه خود را
تو بگو آیا تمام می شود این همه احساسم
میدانی
نگاه که میکنی مثل یک نور می پیچم تا خورشید ، داغ می شوم و مرز نمیشناسم تا هزار پاره شدن ، با تو همه من تو می شود و همه تن مهــــــر ...
چشمهایت را ببند و لحظه ای تصور کن ... با تو ... وه که چه شیرین است زندگی

مهربان من
قدم بگذار روی تنم و هزار تکه شو تا من هزار بار هزار تکه شوم ، آشفته و
بی تردید نفس بکش تا آرام و مطمئن بپیچم در هوای تنت تا بدانی کجایم . بگذار روی همه ذره هایم اسم تو باشد ...
تو حک میکنی آیا عشق را حرف به حرف روی تن زخمی من ؟


پی نوشت:چرا کوتاه نمی شود حلقه های زنجیر من تا تو تا بیایی نزدیک و گر بگیرد تمام زندگی ...

نویسندگان

لینکستان

نظرسنجی

    نظرتان در مورد وبلاگ چیست؟




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :